اسحاق بن اسماعيل دهلوى
35
غاية الشفاء
و حال جوان و كهل اندرين باب ميان حال كودكان و پيران باشد و آنچه تعلق بسببها دارد كه از غذا دادن بازدارد آنست بنگرند اگر در معده فضله دارد يا در رودهها ثفلى باشد تا آن فضله از معده فرو نرود و روده از ثفل خالى نشود غذا نشايد داد و اگر بيمار را احتياج باشد تا بمسهل يا بحقنه يا بشياف يا بفصد استفراغ كرده نشود ، غذا نشايد داد و موافقتر غذا خداوند تپ را غذاى تر باشد خاصة كودكان و خداوندان مزاج تر را از بهر آنكه غذاى تر هم مانند مزاج ايشان و هم ضد مزاج تپ باشد و اللّه اعلم بحقيقة الحال اندر تدبير خمر خوردن ببايد دانست كه همه انواع خمر اندر همه بيماريها زيان دارد جز شراب سفيد و رقيق و صافى كه رنگ و قوام آن نزديك به آب بود و بوى او تيز نباشد به آب ممزوج كرده مقدارى معتدل اندر بيمارىهاى بلغمى و حمى ربع بايد داد و در غب خالص نشايد كه دهند زيرا كه قوت و حرارت غريزى را مدد كند و خاص است ديگر آنكه خامى خلط را بپزاند و لطيف كند و هضم را يارى دهد و ادرار بول كند و خواب آرد و بيمار اندر خواب آسايش كند و در اخير ذات الريه و ذات الجنب كه ورم پخته شود و طبيعت بدفع آن برخاسته باشد و تپ هم ساكن شده باشد سود دارد و قوت را يارى دهد تا خلط را به آسانى براندازد و آنچه بطعم و قوام معتدل بود سرفه را سود دارد و شراب تلخ و رقيق خداوند معده ضعيف را سود دارد ليكن محرور را زيان رساند باب اندر تدبير خواب بايد دانست نشايد كه بيمار اندر آغاز نوبت تپ نخسپد خاصة اگر در مقدمهء تپ فراشاء يا لرزه باشد بهر آنكه ماده در خواب بجانب اندرون ميل كند و سرما زيادت گردد و تپ دراز شود فاما نزديك انحطاط تپ ممكن باشد كه سودمند است و اندر وقت انتها زيان كمتر دارد اندر تدبير استفراغ هر گاهى كه طبيب خواهد كه اندر حميات عفونى استفراغ فرمايد نخست چند چيز نگاه بايد داشت اول وقت نوبت و آنچنان است بنگرد اگر تپى است كه بنوبت راست همىآيد روز نوبت